<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پسر بد</title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 15 May 2009 07:55:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اصلاحيه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلام سلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين يه اصلاحيه براي نوشته زيريمه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستش من دوستاي گلي دارم كه دلم نيومد ازشون اسم نبرم و تشكر نكنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستاي قديمي گلم مثله شوريده گيسو ليلا جونم شايد باور نكني تو برام جزء عزيزترين هائي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;احتمالا كسي نميدونه اما توي اون روزاي سخت و بدم تو كسي بودي كه خيلي كمكم كردي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرسي ازين همه مهربونيت خيلي خيلي دوست دارم دلم نمي خواد ازت خداحافظي بكنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستش ليلي من دوتا وب داره من تا حالا لينكش نكردم من چه پسر بدي هستم ببخشيد گلم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما دوست بعدي كه خيلي برام عزيزه پرياي بركه اشك&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اينم خيلي خانومه من چندتا نصيحت ازش يادگاري دارم كه خيلي كمكم كرده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي خانوم عاقل بالق وفهميده ايه چيزايي رو كه من توي چند سال متوجه شدم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پريا جون توي دو سه تا كامنت فهميد و اون نصيحت هاي به موقش مرسي گلم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برات آرزوي بهترين ها رو دارم توي درسات و زندگيت موفق باشي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما دوستاي ديگه مثل باران جون ويا هستي از كسايي بودن كه هميشه باهام مهربون بودن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شايد من اذيت شون كرد ازتون معذرت ميخوام موفق باشيد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستاي قديميه ديگه مثل شقايق ، مارال ، فروزان و سميرا كه ديگه خيلي خيلي كم بهم سر مي زنن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوشحالم و ازخدا خيلي ممنونم كه شما رو سر راهم گذاشت تا به دادم برسيد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حوس كردم يه فال بگيرم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين جوابي بود كه شيخ عجل بهم داد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نتيجه گيري ومعنيش پاي خودتون &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در نظربازی ما بی‌خبران حيرانند               من چنينم که نمودم دگر ايشان دانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی              عشق داند که در اين دايره سرگردانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جلوه گاه رخ او ديده من تنها نيست          ماه و خورشيد همين آينه می‌گردانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عهد ما با لب شيرين دهنان بست خدا             ما همه بنده و اين قوم خداوندانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مفلسانيم و هوای می و مطرب داريم            آه اگر خرقه پشمين به گرو نستانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وصل خورشيد به شبپره اعمی نرسد         که در آن آينه صاحب نظران حيرانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لاف عشق وگله ازيار زهی لاف دروغ             عشقبازان چنين مستحق هجرانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگرم چشم سياه تو بياموزد کار             ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد         عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد    ديو بگريزد از آن قوم که قرآن خوانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                 گر شوند آگه از انديشه ما مغبچگان      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                  بعد از اين خرقه صوفی به گرو نستانند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بازم ميگم از ليلا جون پريا خانومم و بقيه . . .  دوستان گلم از همتون ممنونم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مي دونيد از همه بدتر چيه اينه كه نمي دونم كه بايد چه طورجبران كنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اينو به بزرگي خودتون و ناتواني من ببخشيد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مي بوسمتون باي . . .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 May 2009 07:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>باعرض سلام خدمت دوستای گلم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوفین خوشین خوش می گذره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من امروز اومدم بزا معذرت خواهی برای این که دیگه به کسی سر نزدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید منو ببخشید ترو خدا به حساب بی معرفتی نذارین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من به دلایلی دیگه به وبم سر نزدم راستش اصلا نمی دونم شاید برای همیشه هم وبلاگم رم باز نکنم شایدم از همین فردا دوباره شروع کنم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دل کند برام خیلی سخته اونم از دوستای گلی مثل شما ها برام دعا کنید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستائی مثل اشکان جون سها جونم پریای خومشلم سارا شیطونه آرامیس نانازم سایه خانوم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الهام افاق عزیزم و . . . خیلیای دیگه که وقت ندارم همشون اسم ببرم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همتون متشکرم ازین که تنهام نذاشتین مرسی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بای شاید برای همیشه . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستون دارم می بوسمتون همیشه سلامت باشین&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2009 13:33:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8</title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;B&gt;این آپ هم به خاطر عزیز دلم 
پریا جونی&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;a href=&quot;http://tinypic.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i40.tinypic.com/11l66p3.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot;&gt;&lt;/a&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=3&gt;&lt;B&gt;ویژگی های کلی:این 
دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر 
غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری 
بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خصوصیات دانشجویان 
دختر:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی 
دار بسازید مخ آنها ERRORمیدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً 
کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار 
نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال 
GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا 
بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} 
فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر 
دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب 
ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. 
وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن 
دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی 
بگیرند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند 
به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار 
ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد..سر کلاس 
متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه 
تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر 
را از کتابخانه میگیرند.&lt;BR&gt;اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید 
با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد 
میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 3 - به معنای واژه پسر 
پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی 
می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدامیکنند . همه کتابها را 
از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می 
فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده 
تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 4 – با واژه 
BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازکمیشودوسیبیل 
ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!همیشه در 
دانشگاه از قسمتهای &apos;&apos;پر پسر&apos;&apos; عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای 
خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو 
پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالامخشو بزن دیگه 
چلمن!)شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به 
خاطر غر زدنهای مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون 
ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت 
.بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام 
شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) 
را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً 
سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را 
تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه &lt;BR&gt;فکر میکنن فقط خودشونن 
که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین 
مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه 
گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل 
افزایشآرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و 
مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BFشان در تریا دانشکده رزرو 
است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته 
انضباطی را به نامشان میکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا 
سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر 
سرت!)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار 
میگیرند!مشروط میشوند!!!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست 
میخورند!مشروط میشوند!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون 
جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این 
جوونارو.......!)جای جایدانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس 
میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا 
می دهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند &lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 06:54:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوش باشيد</title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;این آپ برای تشکر از دوستان عزیزی مثل سهاجونم ، اشکان خان ، سارا جون ، . . .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;ازهمتون متشكرم مرسي التماس دعا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه ميره نماز جمعه، جو ميگيردش، موج مكزيكي مياد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به تركه ميگن: ساعت چنده. بلد نبوده ميگه: بدو بدو ديرت شده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه زنش مرده. به دخترش ميگه: اختر ننت مرده. صبحونه واسه دو نفر درست كن.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه ادعاي پيغمبري ميكنه ميگن: يه معجزه بيار ميگه : &quot;ق&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به تركه ميگن: تو نميخواي آخر آدم شي؟ ميگه: من از اين قرتي بازيها خوشم نمياد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه ميميره، روحش لاي پنكه سقفي گير ميكنه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;خارجيه داشته غرق ميشده داد ميزنه Help تركه ميگه: خاك تو سرت، اگه بجاي كلاس زبان ميرفتي كلاس &lt;BR&gt;شنا، غرق نميشدي&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه مياد تهران،‌يه دختر خوشگل ميبينه،‌ميگه:‌اين دوست دختر كه ميگن شمايي؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اصفهانيه به شكمش ميگه: چقدر كار كنم تو بخوري؟ شكمش ميگه: ميخواي يه كم من كار منم تا تو بخوري؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;رشتيه ميخواسته با رفيقاش شوخي شهرستاني كنه، ميره زن ايدزي مي‌گيره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;به لره ميگن: دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه ريش بزي ميزاره. دچار بحران شخصيتي ميشه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطي&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه سيدي مي خره مي بينه وسطش سوراخه ميندازتش تو سطل آشغال.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;يه روز يه تركه مي افتد توي چاه ميگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;دختره به پسره ميگه: ميخواي جاييكه آمپول زدم رو ببيني؟ پسره ميگه: آره. دختره ميگه: همين تزريقاتي روبرو!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;لره قاضي ميشه بهش ميگن حكم كن، ميگه پيك!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;تركه ميره دستشويي، مگسها اذيتش مي‌كنند، عصباني ميشه داد ميزنه: شلوغ نكنيد، واسه بابام كه نمي... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;واسه شما مي‌...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;از تركه مي‌پرسند: مامانتو بيشتر دوست داري يا آبجيتو؟ ميگه: آبجيتو!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;يه نفر تو كيش يه مار ماهي ميگيره، يه عربه تو امارات مي‌افته توي آب&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2009 09:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوستان يا دشمنان </title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اين آپ فقط به خاطر دوست عزيزم پريا جونه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقط براي اينكه بهش بگم خيلي برام عزيزه وخيلي دوسش دارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستان يا دشمنان :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;لك لك ها مارها رو خوردن و قورباغه ها شادمان شدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;لك لك ها گرسنه شدن شروع كردن به خوردن قورباغه ها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;قورباغه ها دچار اختالف ديدگاه شدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;عده اي از اونا با لك لك ها كنار اومدن و عده اي هم خواهان برگشت مارها شدند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;مارها برگشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردن &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;حالا قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;تنها يك مشكل براي اونها حل نشده باقي مانده &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;اينكه نمي دونن توسط دوستاشون خورده مي شن يا دوشمناشون ؟؟؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2008 08:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت دوستان </title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>از طرف دوست عزیزم لیلا جان 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه روشنایی زیبایی&lt;BR&gt;چه سکوت لذت بخشی&lt;BR&gt;گویا دیگر قلبم هم ضربان ندارد تا هر تپش غم هایم را درونم فریاد بزند&lt;BR&gt;و تو با این پوشش سیاه چرا اینگونه من را مینگری&lt;BR&gt;به کدامین گناه من را به تاریکی میکشید&lt;BR&gt;تاریکی را دوست دارم در سکوت شب &lt;BR&gt;نه در زیر انبوهی از خاک&lt;BR&gt;وچرا روی این سنگ نام من است&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;پس تو اینگونه تسلیت گوی مرا&lt;BR&gt;تسلیت به مرگ غمهایت&lt;BR&gt;تسلیت به مرگ جسم خسته ات&lt;BR&gt;تسلیت به افکار گنگت&lt;BR&gt;تسلیت به فریاد خاموشت&lt;BR&gt;تسلیت به اشک خشکیده ات&lt;BR&gt;تسلیت به قلب کوچک...&lt;BR&gt;این جسم خاکی از ان تو &lt;BR&gt;من در پی آسمانم&lt;BR&gt;پس حبس کن در هجوم غمی تاریک برای خود فرزند تنهایی &lt;BR&gt;برای مرگی روشن وسکوتی ابدی حتی شیرین تر از فرایادی کوتاه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ازطرف عزیزه دلم فاطمه گلم  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایکاش لبانت یاری سخن گفتن با من راداشتند تا احتیاج به سخن گفتن با خاک سرد نبود ای کاش دستانت رادر دستانم می گذاشتی تا دستان خسته هم توده خاک را چنگ نمی زد ولی چه سود ازاین آرزوی دست نیافتنی چه سود...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ازطرف دوست عزیزم پری تنها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر سنگ قبر من بنويسيد &lt;BR&gt;خسته بود اهـل زمين نبود نـمازش شـكســته بود &lt;BR&gt;بر سنگ قبر من بنويسيد &lt;BR&gt;شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا، شكسته بود&lt;BR&gt;بر سنگ قبر من بنويسيد &lt;BR&gt;پاك بود چشمان او كه دائما از اشك، شســته بود&lt;BR&gt;بر سنگ قبر من بنويسيد &lt;BR&gt;اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دسـته بود&lt;BR&gt;بر سنگ قبر من بنويسـيد &lt;BR&gt;كل عمر پشت دري كه باز نمي شد، نشسته بود &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 07:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت دوستان </title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>ازطرف فداش بشم مامانی مژگانم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ونترسيم ازمرگ &lt;BR&gt;مرگ پايان كبوتر نيست&lt;BR&gt;مرگ وارونه ي يك زنجره نيست&lt;BR&gt;مرگ درذهن اقاقي جاريست&lt;BR&gt;مرگ در آب وهواي خوش انديشه نشيمن دارد.&lt;BR&gt;مرگ درذات شب دهكده ازصبح سخن ميگويد.&lt;BR&gt;مرگ باخوشه ي انگور مي آيد به دهان&lt;BR&gt;مرگ در حنجره ي سرخ گلوميخواند.&lt;BR&gt;مرگ مسئول قشنگي پرشاپرك است&lt;BR&gt;مرگ گاهي ريحان ميچيند&lt;BR&gt;مرگ گاهي ودكا مينوشد&lt;BR&gt;گاه درسايه نشسته است به مامينگرد&lt;BR&gt;وهمه ميدانيم ريه هاي لذت پراكسيژن مرگ است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(سهراب سپهری)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ازطرف عزیزی دلم یگانه جون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از تهی سرشار&lt;BR&gt;جویبار لحظه ها جاریست.&lt;BR&gt;چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب . واندر آب بیند سنگ .&lt;BR&gt;دوستان و دشمنان را می شناسم من.&lt;BR&gt;زندگی را دوست می دارم.&lt;BR&gt;مرگ را دشمن.&lt;BR&gt;وای اما-با که باید گفت این؟- من دوستی دارم&lt;BR&gt;که به دشمن خواهم از او التجا بردن.&lt;BR&gt;جویبار لحظه ها جاری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از طرف امیدم سمیرا جون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا از مرگ می ترسید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگر افیون افسون کار&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگر این می پرستی ها و مستی ها&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگر دنبال آرامش نمی گردید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا از مرگ می ترسید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کجا آرامشی از مرگ خوش تر کس تواند دید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا از مرگ می ترسید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهشت جاودان آنجاست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جهان آنجا و جان آنجاست&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گران خواب ابد, در بستر گلبوی مرگ مهربان , آنجاست!&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درین غوغا فرو مانند و غوغاها بر انگیزند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سر از بالین اندوه گران خویش بردارید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همه بر آستان مرگ راحت,سر فرود آرید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا از مرگ می ترسید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;**فریدون مشیری**&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این آپ از طرف دوست خوبم عاشق همیشه تنها &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای شادی روح پسر بد و تسلای دل ابی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردن خود هنريست كه همچون هر هنر ديگري بايد آن را آموخت .نمايشي است سخت ، زيبا ، و عميق وتماشايي ترين لحظه زندگي . &lt;BR&gt;بسيار كمند مرداني كه زيبا مرده اند . آنهايي كه مي دانستند چگونه بايد زيست ، چگونه بايد مرد .&lt;BR&gt;هركس آن چنان مي ميرد كه زندگي مي كند ، آن چنان مي ميرد كه هست . چه براي كساني كه زندگي كردن تنها دم بر آوردن نيست . جان دادن نيز تنها دم بر آوردن نيست ، خود يه كاريست كاري بس بزرگ همچون زندگي .&lt;BR&gt;آسمان چون جمع مشتاق پريشان مي كند &lt;BR&gt;در شگفتم چون ز هم نمي پلشد دنيا چرا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Sep 2008 04:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=7&gt;انا الله و انا الیه راجعون&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;پسر بد مرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Sep 2008 18:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;باسلام خدمت تمام دوستان و تبریک حلول ماه مبارک رمضان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آرزو قبولی طاعات تمام دوستان را خواهانم اتشاالله&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خطبه 081-در نكوهش دنيا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;(از سخنانى است كه امام (ع) در مذمت دنيا فرموده): چگونه توصيف كنم سرمنزلى را كه ابتداى آن سختى و مشقت است، و پايان آن فنا و نيستى، در حلال آن حساب است و در حرامش عقاب، ثروتمندش فريب مى خورد، و فقير و گدايش محزون مى گردد چه بسيار كسانى كه به دنبالش بدوند و به آن نرسند، و چه بسيار كسانى كه رهايش سازند و به آنها روى آورد، هر كس با چشم بصيرت و عبرت به آن بنگرد به او بصيرت و بينائى بخشد؟ و آن كس كه چشمش به دنبال آن و فريفته آن گردد از ديدن حقايق نابينايش كند!. سيد رضى مى گويد: اگر خوب در اين جمله امام (ع) (و من ابصر بها بصرته) (كسى كه با چشم بصيرت به آن بنگرد بينايش كند) تامل شود، در آن معنى شگفت آور و مقصود ژرفى يافت خواهد شد كه به پايانش نتوان رسيد مخصوصا اگر جمله (من ابصر اليها اعمته)، (كسى كه منتهى آرزوى خود را دنيا قرار دهد كورش خواهد كرد) كنار جمله بالا گذارده شود، در اين صورت به خوبى فرق واضحى بين آن دو يافت خواهد شد، فرقى روشن، شگفت انگيز و آشكار! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوز دل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ايهاالناس در اين شهر مرا کاري هست                                دلبر حوروشي گم شده دلداري هست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نزنيد ازره کين سنگ جفا بر سر من                                  که مرا سوز دل و آه شررباري هست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من غريبم ز ره مهر نشانم بدهيد                                        گر شما را خبر از خانه ي خماري هست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سينه ام را بشکافيد و دلم شاد کنيد                                    کاندر اين کنج قفس مرغ گرفتاري هست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي صبا رو توبه آن روح روانم برگو                                  که تو را عاشق يکرنگ و وفاداري هست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي طبيبي که بهر درد شفا مي بخشي                                کنج ميخانه تو را غمزده بيماري هست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گر تو را با من ژوليده سروکاري نيست                              من دل سوخته را با تو سروکاري هست &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Sep 2008 09:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ebibadboy.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;برای تشکر از عزیزدلم فروزان و همه دوستانم ( نه عزیزانم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;که با نظر هاشون این بنده حقیر رو یاری می کنن (التماس دعا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ازم پرسید دوستم داری ؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفتم : آره ، &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفت : چقدر ؟ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفتم : ازاینجا تا خدا ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;اشک اومد تو چشماش ، &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفت ، مگه نگفتی  خدا از هر چیزی به ما نزدیک تر!!؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 21:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ebibadboy&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>ebibadboy</dc:creator>
<guid>http://ebibadboy.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
