تبليغاتX
پسر بد - پیام تسلیت دوستان

پسر بد
پیام تسلیت دوستان
ازطرف فداش بشم مامانی مژگانم

ونترسيم ازمرگ
مرگ پايان كبوتر نيست
مرگ وارونه ي يك زنجره نيست
مرگ درذهن اقاقي جاريست
مرگ در آب وهواي خوش انديشه نشيمن دارد.
مرگ درذات شب دهكده ازصبح سخن ميگويد.
مرگ باخوشه ي انگور مي آيد به دهان
مرگ در حنجره ي سرخ گلوميخواند.
مرگ مسئول قشنگي پرشاپرك است
مرگ گاهي ريحان ميچيند
مرگ گاهي ودكا مينوشد
گاه درسايه نشسته است به مامينگرد
وهمه ميدانيم ريه هاي لذت پراكسيژن مرگ است.

(سهراب سپهری)


 

ازطرف عزیزی دلم یگانه جون

از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاریست.
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب . واندر آب بیند سنگ .
دوستان و دشمنان را می شناسم من.
زندگی را دوست می دارم.
مرگ را دشمن.
وای اما-با که باید گفت این؟- من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن.
جویبار لحظه ها جاری

 

 

از طرف امیدم سمیرا جون

چرا از مرگ می ترسید؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟

مگر می این چراغ بزم جان مستی نمی آرد؟

مگر افیون افسون کار

نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد؟

مگر این می پرستی ها و مستی ها

برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست؟

مگر دنبال آرامش نمی گردید؟

چرا از مرگ می ترسید؟

کجا آرامشی از مرگ خوش تر کس تواند دید؟

چرا از مرگ می ترسید؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟

بهشت جاودان آنجاست

جهان آنجا و جان آنجاست

گران خواب ابد, در بستر گلبوی مرگ مهربان , آنجاست!
...
جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید

که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند

درین غوغا فرو مانند و غوغاها بر انگیزند

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

همه بر آستان مرگ راحت,سر فرود آرید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید؟

چرا از مرگ می ترسید؟


**فریدون مشیری**

 

این آپ از طرف دوست خوبم عاشق همیشه تنها

برای شادی روح پسر بد و تسلای دل ابی

مردن خود هنريست كه همچون هر هنر ديگري بايد آن را آموخت .نمايشي است سخت ، زيبا ، و عميق وتماشايي ترين لحظه زندگي .
بسيار كمند مرداني كه زيبا مرده اند . آنهايي كه مي دانستند چگونه بايد زيست ، چگونه بايد مرد .
هركس آن چنان مي ميرد كه زندگي مي كند ، آن چنان مي ميرد كه هست . چه براي كساني كه زندگي كردن تنها دم بر آوردن نيست . جان دادن نيز تنها دم بر آوردن نيست ، خود يه كاريست كاري بس بزرگ همچون زندگي .
آسمان چون جمع مشتاق پريشان مي كند
در شگفتم چون ز هم نمي پلشد دنيا چرا


لينك | حک شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 8:5 با دستان باغبان-Ebram.J|